تبليغاتX

:::سلام زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد زندگی یعنی دوست داشتن و دوست داشته شدن پس من براتون آینه باشم همدیگرو دوست داشته باشید حتی اگر دوستتون نداشته باشن چون دنیا گرد هست و روزی دست تقدیر خودش به هر دو نمره میده اون وقت هست که آدم میفهمه از کجا و کی نمره تک آورده قربان شما:::

ミ★ミتولدミ★ミ

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

کپی از وبلاک قبلی خودم ...

* میگن لحظه تحویل سال هر دعایی کنی براورده میشه *

راست میگن ؟!

حرفی از ناگفته ها :

دلم میخواست حالا که بعد از مدتها سال عوض میشه یه چیز تازه بنویسم ...

اما فقط اکتفا کردم به عکسای سفره هفت سین پارسال خودمون

چراش رو نمیدونم؟! شاید برام یاداور خاطرات و لحظه های قشنگیه

شایدم یه چیزی فراتر از اون

نمیدونم ماهیها تو لحظه سال تحویل چه آرزویی میکنن؟

آرزوی دریا؟ یا زنده موندم بیشتر تو تنگ کوچیکشون؟

هرچی که هست باید قشنگتر از آرزوی ماآدمهاباشه!

بهار ایران زمین رو به همه دوستانم تبریک میگم سال خوشی داشته باشید

 

چه زود گذشت انگار همین دیروز من این عکسها رو  گرفتما

با عکس جدید میام

این عکسها مال عید پارسال بود که تو وبلاگ قبلی هم هست

نوشته شده توسط مسافر در 1:28 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

آخرین روز کاری

سلام بچه ها امروز دیگه تعطیل کردم تا  سال دیگه   ای فکر کردی من تعطیل میکنم عمرا من آپدیت

میکنم از خونه حتی شده با خط ایرانسل تو جاده  یا با لپ تاپ ولی من میام فعلا بای

 راستی  امروز چهارشنبه سوری هست  به همه شما تبریک میگم به  تک تک شما دوستان وبلاگیم

شاد باش میگم و امید وارم منو  تو سال جدید حلال کرده باشن

نوشته شده توسط مسافر در 12:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

دم عید و عمو نوروز

 دیگه داره صدای بهار میاد برای همه شما آرزوی سالی خوش و پر برکت از

خداوند خواهانم

نوشته شده توسط مسافر در 1:35 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386

ماهی ...

بوی عیدی...

امروز یک ماهی گرفتم این چیزی نیست اصلا باید بهش میگفتم کوسه نه  دلفین بهتره اینقدر زبل هست

نوشته شده توسط مسافر در 9:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و چهارم اسفند 1386

مرخصی تموم شد ..

شب حضرت عالی به خیر  گفتم  شبه یک بوس بگیریم حالا تا صبح  کی مرده  کی زنده ست

تو  دنبال چی میگردی مگه من جرات دارم از کس دیگه هم بوس بگیرم خب پس

منتظرم  قا لب هم که  عوض شد  دیگه  خب خواب در خدمت باشیم

من رفتم بخوابم بای بای

خب بشمار تا عید

 

نوشته شده توسط مسافر در 0:27 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم اسفند 1386

بوسه ...

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب

بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

من عجب پر رو هستم دو روزه وبلاگ زدم با همه پسرخاله شدم

نوشته شده توسط مسافر در 12:21 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم اسفند 1386

روزگاری ....

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید                                      داستان غم پنهانی من گوش کنید 
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید                                   گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید 
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی                                     سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی 


روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم                               ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم 
عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم                           بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم 
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود                    یک گرفتار از این جمله که هستند نبود 


نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت                            سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت 
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت                               یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت 
اول آن کس که خریدار شدش من بودم                               باعث گرمی بازار شدش من بودم 


عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او                              داد رسوایی من شهرت زیبایی او 
بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او                                    شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او 
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد                              کی سر برگ من بی سر و سامان دارد 

نوشته شده توسط مسافر در 12:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

صدام کن ...

صدام کن ای صداقت پیشه، بی بی گل عتیقه
تمام دلخوشیم اینه که دل با تو رفیقه
صدام کن ای هوای تازه ای عطر رمنده
هوا پر شه پر از پرهای رنگی پرنده
بزن بارون بزن خیسم کن، آبم کن، ترم کن
کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن
بزن آتیش به جونم شعله کن خاکسترم کن
بذار سر روی دوشم سایه ت رو تاج سرم کن
صدام کن ای صداقت پیشه، بی بی گل عتیقه
تمام دلخوشیم اینه که دل با تو رفیقه

 

نوشته شده توسط مسافر در 9:53 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

کاش ...

كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف ترين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هر چه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از ان دل ديوانه كه باراني بود
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
كاش دل ها پر افسانه نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

تقدیم به کسی که آفتاب مهرش در دلم غروب نخواد کرد


نوشته شده توسط مسافر در 9:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

فال ...

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

 

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

 

باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

 

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

 

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

 

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

 

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

 

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

 

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

 

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

 

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

 

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

 

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

 

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

این نوشته هیچ ربطی به من نداره فقط  فال باز کردم این اومد  تعبیر شما چیه؟؟؟؟

نوشته شده توسط مسافر در 11:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

بوسه ...

نوشته شده توسط مسافر در 6:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

گذشته رو رها کن ...

مخور غم گذشته
گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن
گذشته برنگشته
به فکر آینده باش
دلشاد و سر زنده باش
به انتظار طلعت خورشید تابنده باش

عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن

عمر کمه صفا کن
گذشته رو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
به قطره اکتفا کن


قسمت تو همین بوده
که بر سرت گذشته
نکن گلایه از فلک
این کار سرنوشته

عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن


زندگی شاد است ,غمگینش مکن
با غمه بیهوده تو سنگینش مکن
قلبه چون آیینه ات را صاف کن
با دو رنگیها تو رنگینش مکن


عمر گران می گذرد
خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
زان که بود رحمت او، لایتناهی

عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن

نوشته شده توسط مسافر در 11:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

تشکر ...

سلام بازم اومدم نمیدونستم امروز بیام  و چی بنویسم با خودم گفتم هر کس اولین نفر بیاد و اولین کامنت رو بذاره براش سنگ تموم  بذارم و تلافی کنم خب اینو که تو وبلاگ نمیتونستم بنویسم نظرات سرازیر میشد و من  مدیون همه میشدم ولی حالا یک نفره ،  خب حالا این برگ سبز که تحفه درویش هست تقدیم میکنم به وبلاگ شب مهتابی که اولین  بازدید کننده و  اولین کامنت رو گذاشتن  چون این وبلاگ من با اون یکی متفاوت هست  و الان هم دیگه ایام نزدیک عید هست بازم از این کارها میکنم ولی نمیکم کی تا بازدید کننده همیشگی وبلاگ من باشید

تقدیم به وبلاگ شب مهتابی

 

نوشته شده توسط مسافر در 10:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386

شروع ..

سلام

چطورید من امروز متولد شدم تولدم مبارک این آدرس وب قبلی منه امیدوارم این وبلاگ هم مثل قبلی باشه با این تفاوت که  غمگین نباشه همش  شاد باشیم  هم من  وهم شما  من هر روز اگر قسمت باشه آپدیت میکنم پس اگر اهل تبادل لینکی بسم الله این گوی این هم میدان

راستی برای انکه نگید  طرف تازه کاره   ادرس وب قدیم  خودم رو   میزارم اگر سلیقمو پسندیدی

هستم خدمت شما   www.novin280.blogfa.com

نوشته شده توسط مسافر در 10:17 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •